شبهای روشن

اینجا شمعی روشن است و چشمی بیدار که آمدن تو را انتظار می‌کشد

حتی اگر زندگی زیر پوستم درد بکشد...
ساعت ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱ شهریور ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

توی خانه و محل کار اغلب دمنوش دم می کنم به جای چای سیاه. مثل این بار که ترکیبی از سیب و هل و دارچین و زنجفیل و لیمو دم کردم.

بوی دم کشیدگی‌اش که توی اتاق محل کارم بلند شد گفتم: بَه، بوی زندگی میاد.

حالا همکارها اسمش را گذاشته‌اند: «چای زندگی»

پس‌نوشت:

با درد بساز چون دوای تو منم

در کس منگر که آشنای تو منم

چون کشته شوی نگو که من کشته شدم

شکرانه بده که خونبهای تو منم

(مولوی)