شبهای روشن

اینجا شمعی روشن است و چشمی بیدار که آمدن تو را انتظار می‌کشد

چه جورها که کشیدند بلبلان از دی
ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ۳٠ تیر ۱۳٩٥  کلمات کلیدی:

میم عزیزم، تنهایی بخشی جدایی‌ناپذیر از انسان بودن انسان است؛ همراه وفادارِ هنوز و همیشه است. شاید در بعضی دوره‌ها کمرنگ شود، اما باز هست؛ باز سر که برمی گردانی، حضورش ملموس و مداوم هست. تنهاییِ آدم ناپدید نمی‌شود؛ اصیل‌تر می‌شود، ریشه‌دارتر می‌شود. تنهایی عجیب روح تو را وسیع می‌کند و به قدر وسعت روح تو عمیق می‌شود. هر اندازه قوّت روحی تو بیشتر باشد تنهایی‌ات سنگین‌تر و عظیم‌تر است. مگر نه اینکه علی(ع)، آن‌چنان مردی بزرگ و تکرارناشدنی، تنهایی‌اش آن همه تلخ و جان‌سوز و بی کران بود. مگر نه اینکه از سر همین تنهایی گفته بود:


اَللَّهُمَّ إِنِّی قَدْ مَلِلْتُهُمْ وَ مَلُّونی وَ سَئِمْتُهُمْ وَسَئِمُونی فَأَبْدِلِنی بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ، وَ أَبْدِلْهُمْ بِی شَرَّاً مِنِّى 
خدایا اینان از من خسته‌اند و من از آنان خسته. اینان از من به ستوه آمده‌اند و من از آنان دل‌شکسته. پس به جای آنان هم‌نشینان نیکویی مونس من دار و به جای من، شرّی بر ایشان برگمار.
(نهج البلاغه، خطبۀ 25)


اما این تنهایی ارزش به جان خریدن دارد، اگر که صبور باشیم و شکرگزار. چرا که او که عزیزترین یار است، خود را پاداش سختی‌های ایمان‌آورندگانش قرار داده است. 
باور داشته باش از این تنهایی درخت پرثمری به بار می‌نشیند که جز با صبر و شکر و امید آبیاری نمی‌شود. شاکر این لحظات باش که آن کس که غم را به تو بخشیده خواسته تا به این بهانه بیشتر نگاهت کند و بیشتر تو را همراه خود سازد.